مدیون خواهم شد - تاریخ: 1401/4/2 ساعت: 23:02
  من به اعضای تنم مدیون خواهم شدبه دستهایم که دیگر دستی آنها را نخواهد فشرد به چشمهایم که به در خشک می شوند و تا ابد کسی نخواهد آمد به پاهایم که معطل میمانند غروبها را چه کنند به احساسم امان از احساسم و باز به دستهایم که... و باز به چشمهایم که... Adblock test (Why?)
مدیون خواهم شد - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 17:57
من به اعضای تنم مدیون خواهم شد به دستهایم که دیگر دستی آنها را نخواهد فشرد به چشمهایم که به در خشک می شوند و تا ابد کسی نخواهد آمد به پاهایم که معطل میمانند غروبها را چه کنند به احساسم امان از احساسم و باز به دستهایم که... و باز به چشمهایم که... برچسبها: مدیون خواهم شد به دستهایم
شب های امتحان - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 6:00
تجربه ی چندین سال دانش آموزی و دانشجویی به من ثابت کرده است که شب های امتحان، شب های خاصی هستند. اتفاقاتی که در این شب ها می افتد منحصر به فردند! چند دلیلش اینها هستند: ۱. این شب ها تاثیر عجیبی بر حس خداشناسی جماعت دانشجو دارد. طرف هر چقدر هم با خدا قهر باشد شب امتحان که می شود و حجم کتاب و جزوه ی
معرفی روستای دمبدف - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 17:12
روستا ی دمبدف : روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان چابهار در استان سیستان و بلوچستان ایران است و از سه بخش دمبدف( شفی محمد ،عثمان بازار، مرادی بازار )تشکیل شده است و جمعیت کلی دمبدف حدود 1000نفر هست اما جمعیت دمبدف شفی محمد به تنهایی و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۷۱ نفر (۹۷...
موقعیت جغرافیایی شهرستان چابهار - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 17:12
موقعیت جغرافیایی شهرستان چابهار: شهرستان چابهار در جنوب شرقی ایران و در کنار آبهاى گرم عمان واقع شده است. از شمال به شهرستان هاى ایرانشهر و نیکشهر از جنوب به دریاى عمان از شرق به پاکستان و از غرب به استان هاى کرمان و هرمزگان محدود می شود.مساحت شهرستان چابهار حدود 9739 کیلومتر مربع ، ارتفاع این شهر
کسی میان شما عشق را نمی فهمد - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 17:12
برای شادی روحم کمی غزل لطفا دلم پر از غم و درد است، راه حل لطفا همیشه کام مرا تلخ می کند دنیا به قدر تلخی دنیای تان، عسل لطفا ! مرا به حال خودم ول کنید آدم ها فقط برای کمی گریه لا اقل، لطفا کسی میان شما عشق را نمی فهمد ادا،دروغ بس است این همه دغل، لطفا کجاست کوهکنی تا نشان دهد اصلا به حرف نی
پشت دیوار همین کوچــه به دارم بزنید - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 17:12
من که رفتم بنشینید و ... هوارم بزنید باد هم آگهـــی مرگ مرا خواهد برد بنویسید که: "بد بودم" و جارم بزنید من از آیین شما سیر شدم ... سیر شدم پنجـــه در هر چه کـه من واهمه دارم بزنید دست هایم چقدر بود و به دریا نرسید؟! خبـــر مرگ مرا طعنــــه به یــــارم بزنید آی! آنها! که به بی برگی من می خندید! مرد ...
حال خراب - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 17:12
پرسیدی و شرحی به جز حال خرابم نیست بیدارم و خاموش غیر از این جوابم نیست فانوس سرگردان این شهرم ولی افسوس جانم برامد از دهان و آفتابم نیست تا شب هراسانم غرورم هست و شورم نه تا صبح بیدارم خیالم هست و خوابم نیست در پای خود می ریزم و خاموش می سوزم پروای این اندوه بیرون از حسابم نیست آنقدر نومیدم که وقت
مدیون خواهم شد - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 17:12
من به اعضای تنم مدیون خواهم شد به دستهایم که دیگر دستی آنها را نخواهد فشرد به چشمهایم که به در خشک می شوند و تا ابد کسی نخواهد آمد به پاهایم که معطل میمانند غروبها را چه کنند به احساسم امان از احساسم و باز به دستهایم که... و باز به چشمهایم که... برچسبها: مدیون خواهم شد به دستهایم+ نوشته